نگو که چشم و دلم را فریب دادی تو ![]()
تو آشنای دل خسته ام بودی حیف![]()
و درد را به دل این غریب دادی تو![]()
هر که از يار تحمل نکند يار مخوانش -
هر که در عشق ملامت نکشد مرد نخوانش
اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم
خداحافظ همين
حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان
سراغش را از
خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من
تنها گوشی هستم که غصه هایش را
می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از
درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به
لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم،
آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه
بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای
دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت
فرشتگان همه
سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا
لانه ات را واژگون کند. آن گاه
تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده
بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از
تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه
چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را
پر کرد ...
وقتي تو پيروز
ميشي من با غرور به همه ميگم : هي اون دوست منه ! اما وقتي ميبازي كنارت ميشينم و
ميگم : هي من دوست توام
تو هر چه میخواهی بنام.
در اصل ماجرا تفاوتی نمیکند!!!!!!
آدم که دیپلم میگیره خوبه ها 1 دغدغه اش تموم میشه هزار تا دیگه خود نمایی میکنن در کل هرچی باشن از این یکی که من رد کردم بهترن.......
ولی حالا که همه اینا تموم شدن دلم باشون تنگ شده واسه دوستام کلاس هنرستان همه و همه مهمتر ازاینا واسه کارام دلم تنگ شده .
نمیدونم فقط من اینطوریم یا شما هم همین حس رو داشتین؟
پ.ن1: از دوران دبیرستان بهترین استفاده رو بکنین
پ.ن 2: بازم بهترین استفاده رو از این دوران بکنین
وقتی اونا باشن و تو نباشی
چه تفاوتی داره شنبه یا جمعه
وقتی هفت روز هفته به انتظار بگذره
مهم اینه که لحظه ها میگذرن ولی تو کنارم نیستی
دوست
دارم برم زیر بارون فقط راه برم فقط گریه کنم
از الان تا آخر...............
سوختم باران
بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب
سوزش این اشکها را کم کنی
آه باران من
سراپای وجودم آتش است
